غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

26

دستور الوزراء ( فارسى )

خراسان در ميان ننهاد ، زيرا كه داعيه داشت كه يكى از اولاد على بن ابى طالب راع بخلافت تعيين نمايد ؛ بنابرين سه مكتوب نوشته و التماس قبول خلافت نموده نزد سه تن از اهل بيت فرستاد : اول جعفر الصادق ابن محمد الباقر بن على زين العابدين بن امير المؤمنين حسين عليهم السلام ، دوم عبد اللّه بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام ، سيوم عمر بن زين العابدين ، اما هيچ‌يك ازين سه بزرگوار مسئول ابو سلمه را قبول نفرمودند ، بلكه امام جعفر صادق نامهء او را ناخوانده بسوخت و از غرايب آنكه قبل از معاودت قاصد ابو سلمه امراى خراسان پى به منزل عباسيان برده و ايشان را از كنج اختفاء بيرون آورده . ابو العباس سفاح را بر سرير خلافت نشانيدند و چون زمام مهام اهل اسلام در كف كفايت ابو العباس قرار يافت بنابر ميل خاطر ابو سلمهء خلال به اولاد امجاد على مرتضى عليه السلام و تعويقى كه در بيعتش افگنده بود قصد قتل او نمود ، اما بىمشورت ابو مسلم نتوانست كه بر آن امر قيام نمايد ، لاجرم برادر خود ابو جعفر منصور را جهة طلب رخصت وزير آل محمد بخراسان فرستاد و ابو جعفر چون بمرو نزديك شد ابو مسلم شرط استقبال بجاى آورده بمراسم پيشكش قيام نمود و ابو جعفر روزى چند آنجا بسربرده و كيفيت حال در خلوتى بسمع ابو مسلم رسانيده برين نهج جواب يافت كه : من و ابو سلمه از جملهء غلامان امير المؤمنين ايم ، اگر پاى از حد خود بيرون نهيم قتل ما واجبست و ابو جعفر مقضى الوطر از خراسان بازگشته ، چون بكوفه رسيد ابو سلمه متوجه دركات آخرت گرديد و بعضى گويند قبل از وصول ابو جعفر سفاح او را